یکی مونده زیر بارون

همه نقاشی شدیم با دستای تو مهربون
دو تا را با هم کشیدی ، یکی را بی همزبون
به یکی نونوایی دادی ،به یکی یه لقمه نون
به یکی صد تا نشون و یکی بی نام و نشون
یه یکی قصر طلایی به یکی گوشه خاک
یکی دو تا چتر داره ، یکی مونده زیر بارون
بالای نقاشیتو ، دادی به هر کی پول داره
ولی با این همه پول هیچی محبت نداره
پائین نقاشیتم درسته پولی ندارن
اما چهره اونا عشق را به یادم میاره
ای خدا کاری بکن از آدمای نقاشیت
یکی هم پیدا بشه بذر محبت بکاره

+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 1:16 توسط هستی
|

|